کتاب دزد

اثر فومی نوری ناکامورا از انتشارات ققنوس - مترجم: پیام غنی پور-ادبیات کانادا

در كتاب دزد، سارق گمنامی كه جيب‌بُر تمام عياری است و به خاطر اين مهارت استادانه در ربودن وسايل افراد خاص محكوم به همكاری مي‌شود. آن هم همكاری با «كيزاكی» يكی از سردسته‌های باندهای مافيايی و گانگستری كه برنامه‌های كلان آنها دستكاری و دخالت در سياست است. اين دزد راهی برای فرار ندارد، نه از دست كيزاكی و آدم‌هايش و نه از دست گذشته و خاطراتش با دو نفر از دوستانش: «حتماً همين طوره. من جيب‌بُر خوبي نيستم. دوران دبيرستان كارم اساساً جنس بلند كردن از مغازه بود. بعضی وقت‌ها برای تفريح جيب‌بُری هم مي‌كردم. مثل تو يا «ايشيكاوا» اين كاره نيستم. تو بلند مي‌كنی، مي‌دی به اون، اون هم كيف پول رو خالی مي‌كنه و بعد تو دوباره مي‌ذاريش توی جيب صاحبش. تازه اون فقط دو سوم سهم مي‌بره. نمي‌شد فهميد كه چه اتفاقی افتاده، حتی اگه هم كسی مي‌فهميد، باز نمي‌شد گزارش داد.»
در داستان دزد، روابط انسانی بسیار كم و محدودی تجربه مي‌شود. وابستگي‌ها و دلبستگي‌هايی براي شخصيت اصلی داستان به‌وجود مي‌آيد كه سرنوشت او را رقم مي‌زند. او با پسربچه‌ای دوست مي‌شود كه همواره او را ياد خودش مي‌اندازد. تلاش مي‌كند آينده پسرک را بهتر كند و همين دوستی بر آينده خودش هم تأثير مي‌گذارد: «وقتی از مغازه بيرون آمدم، ابرهای بزرگ و حجيم بالای سرم به حالت معلق در آمده بودند. احساس كردم كه قطره‌های بي‌شمار باران مرا در خود خواهند پوشاند. ضربان قلبم تندتر شد و انگشتانم را در جيبم باز و بسته كردم.»
«فومی نوری ناكامورا» نويسنده ژاپنی، در سال 2010 جايزه ادبی ژاپن را برای كتاب دزد دريافت كرد.


خرید کتاب دزد
جستجوی کتاب دزد در گودریدز

معرفی کتاب دزد از نگاه کاربران
_
درست بعد از این که کسی رو بی رحمانه می کشم، طلوع آفتاب جلوهٔ بسیار زیبایی پیدا می کنه و به صورت خندان بچه ای نگاه می کنم و ستایشش می کنم. اگه اون بچه یتیم باشه، یا کمکش می کنم یا شاید یه جایی بکشمش. با این که به حالش افسوس می خورم! اگه ایزدها یا تقدیر شخصیت و عاطفه ای داشتن، به نظرت این حس به حس اون ها نزدیک نبود؟ توی این دنیایی که بچه ها و قدیس ها به ظالمانه ترین شکل می میرن؟

_

شخص اصلی کتاب از کودکی شروع میکنه به کیف قاپی و کم کم با گذشت زمان یکی از بهترینها میشه. به شکلی اتفاقی توسط دوستش به یه باند خلاف بزذگ وارد میشه که مجبور میشه علارقم میل باطنی و زور تهدید کارهایی رو انجام بده تا از جون خودش و اطرافیانش محافظت کنه.
_
شخصیت اصلی، جدا از واژه دزد که بهش لقب داده میشه و در فرهنگ عامه واژه ای بسیار پلید و زشته، ولی در جامعه بسیار انسان دوسته. در برابر کودکان بی بضاعت موضع میگیره و بهشون کمک میکنه، از چشم های هیضی که به سمت دختران نوجوان نشانه میره متنفره و یه جوری طرف مقابل رو به سزای کارش میرسونه. کتاب خیلی خوشخوانه هرچند توصیفات و جزئیات زیادی مخصوصا تو جاهایی که کیفی دزدیده میشه وجود داره.
در وجود هر شخصی خوبی و انسانیت هست، حتی اگر @دزد@ باشه.

مشاهده لینک اصلی
** spoiler alert ** من تقريبا پايان كتاب رو هم نوشتم پس اگه مي خواهيد كتاب رو بخونيد واقعا اين رو نخونيد:


كتاب سعي داره به مسئله ي تقدير يا جبر و اختيار بپردازه و گاهي از نماد هايي توي كتاب استفاده مي كنه اما چيزي كه اين كتاب رو خوشايند مي كنه داستان خوب و جذاب كتاب است بر عكس بيشتر كتاب هايي كه وقتي فلسفه واردشون مي شه داستان كتاب طوري ضعيف مي شه كه بايد به زور كتاب رو ادامه بديم، يا داستان طوري پس و پيش روايت مي شه كه بايد اخر، كتاب رو دوباره بخونيم! راوي داستان دزد چنان با مهارت بدون پيچيده گويي هاي كاذب داستان رو نرم پيش مي بره و شما رو با سوال اصلي مواجه مي كنه كه شخصيت اصلي داستان رو هم همون طور،

راوي در ميان سطر ها از لذت نويسنده بودن مي گه و نويسنده انگار نقش خداي داستان رو داره و يواشكي شما رو در خلال داستان فريب مي ده با زني اشنا مي كنه و اميدوارتون مي كنه و بعد دوباره نا اميد و در اخر يك سكه بهتون ميده اون سكه رو به عنوان خداي اين داستان در جيب شما مي گذاره تا ببينه شما چطور تقدير رو با يك سكه شكست مي ديد...

البته فلسفه اي كه ناكامورا براي تقدير توضيح مي ده شايد كاملا قابل قبول نباشه! اما باز هم كتاب از نظر من جالب و خواندنيه!

مشاهده لینک اصلی
و به عنوان آخرین جمله از کتاب من به آن فریاد زد،Goddammit آن را به پایان نرسید، ناکامورا! @ ****** دزد کتاب بسیار دوست داشتنی برای سه چیز بود: 1. راه آن را چگونه قرعه کشی چگونه (و یا هر جنایتکار مهم نیست که چقدر زمان آنها کم است) نمیتواند بخشی از جامعه باشد، نه برای درسهای اخلاقی بلکه فقط برای نگاه کردن به آنها بدون قضاوت، به سادگی به شما اجازه می دهد که چنین چیزی را بدانید و اینگونه است که چگونه زندگی چگونه خواهد بود در مسیر شما هرگز نمی توانید به عقب برگردید 2. خشمگین می گوید که همه چیز وجود دارد که به طور کامل وجود ندارد. آنتاگونیست نوعی شخصیت شریر قانونی است که نمی توانم تصمیم بگیرم جذاب و خسته کننده باشد. منظورم این است که او فقط می تواند یک شغل شگفت انگیز باشد، اما اگر او باشد، یک جهنم از یک شغل صاف و کارآمد است .3. رابطه ما با جیب بچه شکل می گیرد؛ مراقب صحنه ها باشید، زیرا هرچند ممکن است چیزی فوق العاده ای نگوید، آنها یک جفت تحریک کننده هستند و به شما کمی آرزو می کنند. سه چیز که هنوز هم نیاز دارم: 1. کسی که برج را به من توضیح می دهد لطفا به خاطر اینکه نمی توانم جهش بزنم 2. هیچ چیز در واقع به پایان نمی رسد، بنابراین شما می شود تعجب زیادی. داستان آن مانند داستان در یک زمان است که کنوانسیون ساختاری (آغاز - پل - اوج) را نقض می کند. خوشحال میشوید کمی کمی بیشتر بیاموزید .... 3. به نظر میرسد که هر پروس صدق میکند - که میتواند برای طرفداران سادگی خوب باشد، اما - به عنوان یک نتیجه، به نظر میرسید که بسیاری از لحظات یا خطوط به اندازه کافی پانچ نمیشوند، یا احساسات به نظر نمیرسد از این کتاب پراکنده شوند. این برای بسیاری از صحنه ها مناسب است، اما من می گویم این احساس وجود تقریبا وجود دارد. با این حال خیلی خوشگل بود

مشاهده لینک اصلی
این کتاب به تنهایی 5 ستاره در پایان است. من یک شخص خشونتآمیز نیستم، احساس کردم مجبور بودم این کتاب را از نظر فیزیکی از دست بدهم تا ناامید نشوم به خاطر این پایان. این درخشان بود! این کتابی است که خارج از منطقه خواندن راحتی من است. اگرچه این دقیقا همین است که من آن را انتخاب کردم. من می خواستم شروع به خواندن کتاب های خارجی بیشتری کنم که شامل شخصیت ها، تنظیمات و / یا داستان هایی است که با آن آشنا نیستم. من می خواستم نه تنها طرح و توسعه آن را تحسین کنم، بلکه همچنین می دانستم که چگونه فرهنگی که از داستان متاثر شد. دزد کمی از تقلب بود، عمدتا به این دلیل که من کمی با فرهنگ ژاپنی آشنا هستم. حداقل به عنوان در Doramas ژاپنی، منگاس و غیره نشان داده شده است. این کتاب احساس بسیار ژاپنی به من است. روایت بسیار ملایم و بدون سر و صدا بسیار است. چشم انداز بسیار محدود است، اما جذاب و صفحه turning.The دزد در مورد یک مرد (که نام من واقعا نمی تواند به یاد داشته باشید (و این همان راه او را دوست دارد)) که یک جیب بسیار با استعداد است که در آن لحظه در زندگی می خواهم به همچنان سرقت کیف پول از ثروتمندان را به سرقت برده، اما با شرایطی مواجه شد که او را مجبور کرد تا در سرزمین جرم و جنایت سرانجام خود را سر و سامان دهد. همانطور که قبلا ذکر شد، چشم انداز بسیار باریک است و حتی اگر شما واقعا در مورد راوی خود و یا شخصیت های دیگر در مورد این موضوع خیلی نفهمید، بسیار سخت است که به او متصل شوید. داستان کوتاه است و تا به حال غیر منتظره، اما شاید وحشی، پایان دادن به. من در مورد آن ناامید شدم، اما من هم فکر کردم که این بسیار هوشمندانه است و کاملا ارزش تجربه آن را دارد. این کتاب به من @ bookhangover @ داد و من نمی توانم از یک جدید لذت ببرم تا بتوانم این را بگذارم. من نمی دانم چه تعریف بالاتر برای پرداخت آن.

مشاهده لینک اصلی
دزد زندگی خود را در حومه جامعه زندگی می کند. زندگی در اتاق کوچک در توکیو، او هیچ خانواده ای ندارد او غالبا آنچه را که نیاز دارد غارت می کند و مردان غنی و زنان اطراف او را غارت می کنند، گاهی برای سود، اما اغلب فقط برای اثبات این که می توانند. دزد هیچ کس را دوست ندارد و هیچکس او را دوست ندارد. اما وضعیت امور تغییر می کند وقتی که یک پسر جوان و مادرش را در یک فروشگاه سوپرمارکت می بیند. آنها ناهموار هستند و در مورد گرفتار شدن می کنند تا او را زیر بال خود بگیرد. او به پسر متصل می شود که به این مرد نگاه می کند که تنها کسی است که او را به هر دلیلی نشان می دهد. یک آشنایی سابق به زندگی دزدان بازمی گردد و او را به کار کردن با او در یک سرقت ساده برای یک رئیس Mob، Kizaki می گوید. Kizaki نیاز به برخی از loner برای پر کردن خدمه خود را برای این سرقت و ارائه ثروت برای کمک آنها. سرقت موفق است، اما دزد در حال حاضر تحت کنترل Kizaki است. آیا این به سقوط او منجر خواهد شد؟ خوانندگان مجبور خواهند شد داستان دزد را بخوانند و به پایان برسانند. به طوری که به نظر می رسد که زیربنای جامعه ی ژاپنی، و به طریقی که اسرار آمیزه های آمریکایی به ندرت نمایش داده می شود، غم انگیز است. خواننده با The Thief تاکید می کند، هرچند زندگی عاملی دارد. این کتاب جوایز بسیاری را دریافت کرده است. این یکی از بهترین کتابهای آمازون در ماه مارس 2012 بود. وال استریت ژورنال بهترین رمز و راز سال 2012 بود و جایزه معتبر Oe برای ادبیات در ژاپن را به دست آورد. این کتاب برای خوانندگان رمز و راز و تعطیل توصیه می شود.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را در یک لیست خوب به دست آوردم. من دوست دارم بگویم که این کتاب پایان فوق العاده پرماجرا بود. در واقع من دوست دارم بگویم که این کتاب به پایان رسیده است. پس از خواندن کتاب، مطمئن نیستم که نویسنده تمام سند را به ویرایشگر خود ارسال کند. من فکر می کنم او ممکن است کمی زود به ایمیل او ضربه زده باشد. در نیمه راه از کتاب، من به رتبه های دیگر این کتاب نگاه کردم و دیدم که کسی آن را یک ستاره می داند. من فکر کردم که این کمی سخت است. من اغلب تماشا می کنم در هنگام رتبه بندی کتاب در سمت سخاوتمندانه. با این حال، این کتاب باعث شد من احساس کنم که چند ساعته را صرف سرمایه گذاری در خواندن آن کردم. این کتاب پر از سوالات است، اما پاسخی ندارد طرح بزرگتر رهبر مرموز چطور است؟ شخصیت اصلی همیشه اشاره به یک دیگر مهم دیگر است و ما هرگز در مورد او چیزی نمی دانیم مگر این که او دروغین فریبکارانه است که بیش از حد مصرف می کند و می میرد. آخرین باری نیست که در مورد یک برج در لبه شهر درباره هر صفحه دیگر ذکر شده است. @ من آن را دریافت کردم، بر روی لبه شهر! @، اما بدتر از آن ما هرگز گفته می شود که این برج است. آیا تخیلی از تخیل او است یا واقعی است؟ انتخاب خود را انتخاب کنید زیرا نویسنده هرگز روشن نمی کند. من امیدوارم پایان دادن به آن، یا عدم وجود آن موجب پیش آمدن یک عاقبت شود زیرا من نخواهم بود.

مشاهده لینک اصلی
من این کتاب را از Goodreads به دست آوردم. این رمان بسیار کوتاه است و من فکر کردم که بیشتر از این می توانست بیشتر از آنکه داستان دزد را در کنار یک حادثه از آن خریداری کند، به عنوان یک بچه، و دوست دخترش که او را به دوازده بار زد. برج یک تصویر بسیار قدرتمند است که شاید توجه بیشتری را به خود جلب کرده باشد. واقعا می خواستم بیشتر در مورد پسر بدانم که فاعل به طرز غیرمستقیم به عنوان یک متخصص / شاگرد پذیرفته شده است. اولین بار که او را با مادر خود می بینیم وقتی که آنها را در فروشگاه مواد غذایی خریداری می کنند، فکر کردم او بچه کوچکی است، چون می گوید مادرش او را به صندلی عقب دوچرخه اش می برد. صندلی که من در آن تصویر می کنم برای یک کودک خیلی دور از کودکی کار نمی کند. پس از آن، بچه ها با گفتگوهای بالغانه با فیس بوک صحبت می کنند و می گویند که مادرش رابطه جنسی با دیگر مردان دارد. من همیشه در مورد سن بچه ها در کتاب ها واقعا کنجکاو هستم، و واقعا به آنها کمک می کند تا تصویر آنها را درک کنند و شخصیت هایشان را درک کنند. بعضی دیگر ذکر می کنند که ممکن است در ترجمه ترجمه گم شده باشد، اما چند خط دیالوگ وجود داشت که بسیار سفت و سخت بود. من نمی دانم اگر مترجم نتواند به اندازه کافی تلاش کند تا آن را صدا واقعی کند، یا اگر آن را آغاز کرد. من نمی خواهم این نویسنده را بر اساس این کتاب بخوانم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب دزد


 کتاب زندگی عزیز
 کتاب کلارا کالان
 کتاب همسر خاموش
 کتاب داماد یخ زده
 کتاب بعضی زن ها
 کتاب جهانی نو