کتاب زندگی عزیز

اثر آلیس مونرو از انتشارات ماهی - مترجم: مژده دقیقی-ادبیات کانادا

مجموعه داستان زندگی عزیز، که شامل یازده داستان کوتاه است، آخرین اثر نویسنده ی کانادایی، آلیس مونرو، است. داستان های این مجموعه در مناطق و شهرهای اطراف دریاچه هورن می گذرد و شخصیت هایش مانند شخصیت اغلب داستان های مونرو آدم هایی معمولی هستند.

آلیس مونرو، برنده ی نوبل ادبیات ۲۰۱۳، از بزرگ ترین داستان کوتاه نویسان معاصر است. این بانوی ۸۲ ساله در داستان هایش تصویری موشکافانه از زندگی روزمره شخصیت هایش ارائه می کند. او بیشتر به زندگی آدم های شهرهای کوچک و محل وقوع داستان هایش می پردازد. شخصیت های زن در داستان های مونرو زنانی با روحیه و تفکر پیچیده هستند.


خرید کتاب زندگی عزیز
جستجوی کتاب زندگی عزیز در گودریدز

معرفی کتاب زندگی عزیز از نگاه کاربران
حقیقت اینه که آدم خوندن داستان کوتاه نیستم. نه که نخونم ! می خونم ولی شاید با شوق سمتش نرم و انتظار نداشته باشم تاثیری به ماندگاری داستان بلند روی من داشته باشه و البته استثنا کم نیست. یکی از این استثناها @آلیس مونرو@ ی دوست داشتنیه. داستان ها عموما در شهر کوچک یا دهکده ای در کانادای کمی بعد از جنگ جهانی دوم می گذرند و معمولا هم زندگی زنان و دختران دست مایه اصلی آثار مونروست که به نظرم همین به پیوستگی حس کتاب و تداوم تاثیرش روی خواننده کمک می کنه و یه جورایی مانع از شلختگی و ناپیوستگی ذهنی میشه که شاید بعضی هامون با مجموعه داستان های کوتاه حس کنیم

مونرو ساده می نویسه انگار که هیچ قصدی جز روایت کردن قصه نداره. نه میخواد معروف بشه. نه قصد خودنمایی داره و نه هدف پرفروش شدن یا برنده شدن جایزه ای در سر داره . مونرو از عادی ترین زندگی ها - زندگی ای که گاها به زندگی شخصی خودمون پهلو میزنه- و از معمولی ترین آدم ها - آدم هایی که شاید انتظار ملاقاتشون رو تو ادبیات نداریم - داستان هایی خلق می کنه که اثرش به این زودی ها ناپدید نمیشه حتی ته نشین وجودمون میشه

ویکی پدیا : @ویژگی اصلی نثر مونرو تأکید او بر محل وقوع داستان و شخصیت‌های زن پیچیده هستند. آثار او اغلب با آثار بزرگان ادبیات مقایسه شده و گفته می‌شود در آثار او، مثل آثار چخوف خط داستانی درجه دوم اهمیت را دارد و تقریباً اتفاق خاصی در داستان‌ها رخ نمی‌دهد و اغلب تلنگری موجب دگرگونی زندگی شخصیت‌ها می‌شود @ . زنان داستان های مونرو شخصیت پیچیده تری در مقایسه با مردان دارند و شاید به خاطر پرداخت بیشتر به اونهاست که تم زنانه در داستان های غالبه

فرقی نمی کنه مونرو روایتگر درون کی باشه. یه کودک ، یه فارغ التحصیل جوان جویای کار، یه سرباز تازه از جنگ برگشته ، یه زن خانه دار ناراضی از زندگی و یا حتی خودش ( در چهار داستان پایانی) .... مونرو این کار رو با استادی تمام انجام میده . داستان ها رو با همه سادگیشون سر کشیدم. برشی از زندگی روزمره که در لحظه ای حتی شاید گاها نامحسوس، اتفاقی رخ داده که خیلی چیزها رو تا ابد تغییر داده: مسیر زندگی ، باوری یا احساسی رو . من این روزمرگی ها، این عادی و معمولی بودن ها ، این باورپذیری ، این غلو نکردن ها ، این سفر به درون آدم های داستان و این ریزبینی ها رو می پسندم. این هاست که مونرو رو برای من دوست داشتنی می کنه. همین که ساده میاد آدمی غیرخاص رو انتخاب می کنه و برهه ای از زندگیش رو برای من تعریف می کنه که در اون زمان خیلی چیز ها ناخواسته تغییر کرد و در پایان داستان، ناخودآگاهانه من هم روی زندگی ریز میشم و میگم: ببین! به همین سادگی ...همین اتفاقات ریز نامرئی خیلی چیزها رو شکل دادند و عوض کردند. مجبورم می کنه دقیق شم روی رفتار و افکار خودم و آدم های اطرافم... که یادم بیاد آدم ها چه راحت هم رو نادیده می گیرند... به احساسات هم بی توجهی می کنند... همدیگه رو به بازی می گیرند

خوبی مونرو به همینه..که از روزمرگی های همگانی شاهکار خلق می کنه....که آیینه ای ازهر روزه های خود ماست....خوبی مونرو به اینه که خود ماییم که داریم داستان هاشو تو واقعیت بازی می کنیم


مشاهده لینک اصلی
‎دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 224 صفحه و 11 داستان تشکیل شده است که داستانها حالت روایت گونه و ساده ای دارد و برخی از آنها به نظر میرسد که دربارهٔ خود نویسنده است
‎داستانها نکتهٔ خاصی ندارد و همانطور که گفتم بسیار ساده است و حتی هیجانِ خاصی نیز در آن دیده نمیشود
‎موضوعی که در داستانها به چشم میخورد و من را خوشحال میکرد، اهمیت دادنِ نویسنده به جنسِ زن است و به گونه ای قهرمانهای داستانها از جنسِ عزیزِ زن هستند
‎و امّا موضوعی که برایم دلچسب نبود این بود که: من شخصاً علاقهٔ زیادی به سبکِ داستان نویسی و ادبیاتِ روس و شوروی سابق دارم... و لذا هر نویسنده ای که روس نباشد و از سبکِ روس بهره ببرد، ناخودآگاه از چشمِ من می افتد... احساس کردم، نویسنده در آثارش بیش از حد از سبکِ داستان نویسیِ زنده یاد «نیکولای گوگول»و «آنتوان چخوف» تقلید کرده بود و این را میتوانیم حتی در به کار بردنِ نام ها و فامیلی هایِ مردمِ دهکده هایی که نویسنده از آنها روایت کرده بود، تشخیص دهیم
‎نام شخصیت ها آورده میشود و سپس در موردِ ظاهر و شخصیت آنها توضیح داده میشود... این سبک برای ما کاملاً آشناست و نکتهٔ تازه و جالبی حداقل برای من نداشت
‎در کل داستانهایِ آخر که در مورد خودِ نویسنده بود، برای من جالب توجه نبود و خسته کننده بود، گویا فقط نوشته شده بود تا تعداد صفحات بالا رود
-----------------------------------------------
‎امیدوارم از خواندنِ این داستانها لذت ببرید
‎عزیزانم، ممکن است شما این داستانها را بپسندید... به هرحال بارها گفته ام که در موردِ داستان و شعر، سلیقه ها متفاوت است... من هم فقط و فقط نظرِ خودم را بیان کردم... خواندنِ داستان های کوتاه از نویسندگانِ بسیار، سبب میشود تا شما داستانهایِ کوتاه را با وسواس بیشتری خوانده و بهتر بتوانید آنها را مورد نقد و بررسی قرار بدهید... به خصوص اگر داستان نویس هایی همچون زنده یاد «صادق هدایت» و «صادق چوبک» را در بخش داستان نویسی کوتاه، در سرزمینتان داشته باشید... لذا معیار شما مقایسه با این نویسندگانِ بینظیر میباشد
‎«پیروز باشید و ایرانی»


مشاهده لینک اصلی
Î'Ï Î®Ï من \"شلیک نیم Î من،\" من ± کنم من این است که من ± Î · من \"ήÏ. Οι Ï € Î¹ÏƒÏƒÏŒÏ \"من من من من. ب î î ± Ï † ή من \"من · مونرو ± μική ίζÎμι Î ± ¹ ξÎμνίζÎμι Î¯ÏƒÏ € Ï ‰ Ï. من \"branch_mapping_dlg_condtion_items_update_defaultConditions_zero Î½Î¿Î¼Î¯Î¶Ï ‰ Î ± ¾ ± Î ± ικών Î²Î¬ÏƒÏ ‰ ίσÏ\" Î'ικό من \"من · من ،. ب آوریل Î ± Ï € Î ± Ï Î¼ÎνÎμι · من € Î ± ξιόΠΜάΠمن من »انتخاب من\" من · Ï € کنم من ‰ ικών βάσÎμι Î ± Ï · μόνΠ· من € Ï Ï ‰ € من \"ίνονÏ.

مشاهده لینک اصلی
Ð'ÐμÐ · ÐºÑ € D ° Ñ Ð¹Ð½Ð¾ ми ... D ° Ñ € ÐμÑ D ° N ... D ° D · N، ÐμÐ DN N، Ð¾Ñ € DD. D D »Ð¾ DN ÐœÑŠÐ½Ñ € Ðμ Ð ± ÐμÐ · Ð¿Ð¾Ñ ‰ D ° Ð'Ðμн Ñ € D ° D · кРدرجه D · Ñ ‡ вР°. Ð ¢ ъжнРدرجه سانتی мÐμÐ »D ° Ð½Ñ ... ол DN ‡ нРدرجه سانتی Ð¾Ñ N، N € D ° Ñ € Ð¿Ñ Ð¼Ð ° Ð ± ÐμÐ · ÑƒÐºÑ € D ° Ñ D ° Ð درجه пуÐ'Ñ ¸ € D. Ð Ñ D ° мо Ð¶Ð¸Ð²Ð¾Ñ ،.

مشاهده لینک اصلی
قبل از رفتن \"و به زودی او خود را بیرون از تظاهر به دلایل مشابه به عنوان هر کس برای قرار دادن یک پا در مقابل دیگر. که او زیر انجام شده است، تنها چیزی است که زیر رهبری، عدم، یک نوع از داریوش عدم، به عنوان اگر ریه های خود را فراموش کرده بود که چگونه به کار، یک بار که او فکر می sempreâ € .There آخرین CA شک دارم که بود سبک داستان های آلیس مونرو محفوظ است، آرام، زیبا، تا حدودی آرام و دلپذیر است. اما این به معنای رد شدن بیقراری در خواننده نیست، که منجر به مقابله با اعتقادات و حقایق خود برای تضمین ثبات و ارزش آن می شود؛ با کلمات و عبارات که در راه خشک و مبهم آسیب پذیری Dellius، گیج تمایل طبیعی خود allequilibrio نسبت به تجدید فکر، کشف یک حافظه پالس پرس و جو، آزاد احساسات سرکوب شده و برای مقابله با آگاهی در شکست از عمل به تکمیل و حل و فصل . سادگی و لکسیتهی مظنون مونرو، شگفت زده و حرکت می کند، با دعوت به اختلالات تخیلی، برای گذر از لرزش قدرتمند، به ناسازگی شیرین. داستانها در یک زمان بالغ و پر جنب و جوش، به دنبال بیگناهی و خطر، بی نظمی تیزی، باقی مانده از شور و رنگ عذاب است. زنان آشنایی در قطار، مذاکرات از دختران در ایوان، اکتشافها، نوآوریها از دختران در جامعه، ماجراهای مردان در زمینه های، خانه روشن مانند مناظر برای کشف، به عنوان شکارچیان برای فرار از یک زندگی است که گاهی اوقات در فرار ضمنی توسعه، در یک خشونت غیرمجاز، در یک تحریک غیر قابل پیش بینی. لامور دارای یک زبان محکم است و مونرو مشکل را در رمزگشایی آن پنهان نمی کند. موضوع داستان، روابط، در ناحیه بی عاطفی، عجیب و غریب، حاشیه ای، قلمرو غیر منزوی، منشا فقیر و جدا شده است. بین تورنتو و ونکوور، چشم انداز انسان و فرهنگ کانادا در زیبایی شکننده و شفافیت واقعیت نشان داده شده است. زندگی عزیز است صدای بی تردید و دراماتیک، صمیمی و خصوصی با هم، باز در دادن آن و آمرزنده، سودا و شفق های قطبی در محل قبل از چشم از یک پخش کننده قوی تجربه، در نهایت شاعرانه و unica.â € œSaltare پایین قطار حال منجر به ابطال . هشدار بدن، زانوها را آماده کنید تا به یک بلوک مختلف از هوا وارد شوید. شما تجربه ناپذیری را نمی بینید. و در عوض چه چیزی بر شما تاثیر می گذارد؟ گله ای فوری از چیزهای دیگر، تصمیم گرفت توجه شما را جلب کند، همانطور که هرگز در هنگام نشستن در قطار انجام ندادند و شما فقط از پنجره به آنها نگاه کردید. اینجا چه کار میکنی؟ آنها از شما میپرسند کجا میری؟ شما احساس می کنید که چیزهایی را که نمی دانید وجود دارد مشاهده می کنید. از شما، عنصر مزاحم. احساس اینکه زندگی در اطراف شما فرمول قضاوت بر روی حساب شما را از نقاط مشاهده ناشناخته برای شما \".

مشاهده لینک اصلی
طرفداران آلیس مونرو با مجموعه جدید داستان های کوتاه خود بسیار خوشحال خواهند شد. کسانی که تازه به نوشتن خود می پردازند بهتر است با شروع از یکی از کتاب های قبلی خود را به عنوان این داستان ها نیست که به طور معمول از نوشته های او و بخش autobiographical در پشت این کتاب وجود دارد. مونرو دوازده مجموعه داستان کوتاه و یک رمان را منتشر کرده است. او برنده جایزه دایره نقد کتابشناسان ملی، جایزه بوکر و جایزه ادبی لانان است. کتاب های او به سیزده زبان ترجمه شده است. در بخش زندگینامه، خاطرات منصفانه از گذشته و زمان او با خانواده اش وجود دارد. زندگی قدیم، داستان عنوان در مورد او رشد می کند. پدرش یک کسب و کار را شروع کرد و روباهها را به سمت چشمانش پرتاب کرد. در نهایت کسب و کار ناکام ماند و پدرش در جعل کار کرد. مادرش وقتی که در چهل سالگی بود، بیماری پارکینسون را به وجود آورد. خانواده متوجه نشدند که پیشرفته و غیر قابل درمان است. در چشم او درباره سادی که در خانه اش کمک می کند، می نویسد. آلیس و او یک پیوند نزدیک را توسعه می دهد. هنگامی که او هنوز بیست و نه ساله بود، سدی با یک ماشین در مسیر بازگشت از رقص به سر می برد. این داستان کیفیت رابطه خود را بررسی می کند. یکی از داستان های قدرتمند در مجموعه Amundsen است. یک معلم در یک صندوق روستایی برای کودکان مبتلا به سل، با یک پزشک که در آنجا کار می کند مشغول به کار می شود. چیزهایی که او امیدوار بود پیشرفت نمی کند. ترک مورلی داستان مورد علاقه من بود. هر شب یک افسر پلیس یک زن جوان را از یک خانه مذهبی بسیار بنیادگرایانه رانندگی می دهد. یک شب او شهر را ترک می کند همسرش بسیار بیمار مبتلا به بیماری قلبی جدی است و او را به مراقبت از تورنتو می برد. این داستان در مورد امید به رفتن به از دست دادن با هیچ راهی برای پیدا کردن راه خود را به عقب است. در نگاهی به دریاچه در مورد یک زن به دنبال از دست دادن حافظه به دنبال پزشک. او می یابد که جهان مکان متفاوت است، به نظر او این بود. در کتاب، خانم مونرو می گوید: \"ما می گوییم برخی از چیزهایی که نمی توانند ببخشند و یا ما هرگز خودمان را ببخشیم. اما ما انجام می دهیم - ما همواره آن را انجام می دهیم @. این یک موضوع مکرر در داستانهایش است. ما چیزهایی را که ما از آن متنفریم، به پایان می رسانیم، خودمان را نفرت داریم، اما در نهایت بخشش وجود دارد. بسیاری از داستان ها در زمان های گذشته اتفاق می افتد. چندین معاصر هستند. این احتمالا به این دلیل است که خانم مونرو خودش در سن زودتر از زمان حال بزرگ شده است. او بزرگترین داستان نوشتن داستان کوتاه است و کسی که می تواند داستان را به عنوان او می تواند بنویسد. ما می خوانیم، ما وارد می شویم، و در نهایت تعجب می کنیم، حتی در پایان، چه اتفاقی خواهد افتاد.

مشاهده لینک اصلی
من نمی توانم باور کنم، اما من بالاخره مجموعه داستان آلیس مونرو را خواندم. من مطمئن نیستم که چه مدت زمان طول کشید، اما حالا این کار را انجام دادم مونرو یک راه برای گرفتن یک حالت خلقی یا عاطفی را فقط در چند کلمه کوتاه دارد. شخصیت های او افراد عادی هستند، اما او به داستان می گوید تا معانی عمیق و مبارزات را در زندگی روزمره آشکار کند. من به شدت از این که چگونه بسیاری از این داستان ها به عنوان حماسه احساس می شود، شگفت زده شدم. آنها چندین دهه را در چند صفحه صرف می کنند، بدون اینکه فریاد بزنند و فریاد بزنند. در بیشتر موارد، مانور بر وقایع معمول و لحظات آرام تمرکز می کند. این درام کم رنگ شده است و ظرافت های زیبایی هستند. همانطور که بیشتر مجموعه داستان ها، برخی از داستان ها واقعا توجه من را جلب کردند، در حالی که دیگران کمتر تاثیر گذار بودند. در مجموع، با این حال، این مجموعه بسیار قوی است. اولین داستان در مجموعه، برای رسیدن به ژاپن، هنوز هم مرا فراموش می کند، و من آن را بخاطر یک ماه پیش خواندم. از زمان خواندن آن دوباره. همه والدین بچه های جوان باید این داستان را بخوانند ... واقعا این تنش را که همه ما بین زندگی زندگی خودمان زندگی می کنند و زندگی مان را به عنوان پدر و مادر زندگی می کنیم، ترسیم می کنیم. سایر موارد مورد علاقه از این مجموعه عبارتند از Corrie، Train، and Night. چهار داستان نهایی توسط مونرو به عنوان خودجوشتر از آنچه که قبل از آن منتشر شده است، توصیف شده است، به طوری که طرفداران Munro مدتهاست که نمی خواهند آنها را از دست بدهند.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب زندگی عزیز


 کتاب ثروت سریع
 کتاب داستان موفقیت نخبگان
 کتاب شکسپیر و شرکا
 کتاب چه کسی نخ ماه را نگه می دارد؟
 کتاب آتش و خاکستر
 کتاب مجموعه ظهور فرانکنشتاین